تبليغاتX
قمر الملوک

از غــــــم عشقت دل شـــیدا شکست

شیشـه ی می در شب یلـدا شکـست

 

 

 


سلام

مدتی است به علت درس های دانشگاه و تمام شدن سرویس -ای دی اس ال- و انتظار برای عوض کردن شرکت ارائه دهنده ی سرویس کمتر به سروقت اینترنت و وبلاگ می آیم و در این مدت کلی شرمنده ی عزیزانی شده ام که با کامنت های پر مهرشان بسیار بسیار من را شرمنده کردند وفرصت آن برایم پیش نیامد که پاسخ کامنت هایشان را بدهم !!!

ولی شب یلدا بهانه ی مناسبی شد برای اینکه وبلاگ را پس از یکماه تاخیر دوباره بروز کنم . از همین جا پیشاپیش این همایون شب را خدمت تمام دوستان عزیزم تبریک عرض مینمایم و آرزوی بهترین و شادترین لحظات را برایشان میکنم .

ولی هر چه قدر فکر کردم و در آرشیو گشتم موسیقی ای را پیدا نکردم که تصنیفش مختص شب یلدا سروده شده باشد ولی چند تصنیف در خاطرم بود که در ابیات و بند های آنها اشاراتی به شب یلدا شده است که آنها را سعی کردم با تمام محدودیت های سرویس -دیال آپ- برای دوستان آپلود کنم مانند تو ای پری کجایی (در این شب یلدا ز پی ات بودم)- دل شیدا(شیشـه ی می در شب یلـدا شکـست)-تصنیف تند و غضبناک(موي سياهش پسر عم شب يلدا) .

ولی علاوه بر این ها یک ترانه ی دیگر که برایم بسیار خاطره انگیز هست را هم گذاشتم و آن ترانه ی مادر بزرگ با صدای خانم لیلا فروهر میباشد که آنرا در آن شب یلدا هایی که هنوز مرحوم مادربزرگم در بین ما بودند گوش میدادیم و واقعا حال و هوای شب یلدا در در ابیات این ترانه به چشم میخورد (شب یلدا واسه ما شب بیداری بودش// قصه هایی که میگفتی اگه تکراری بودش ....)

 

تو ای پری کجایی با صدای استاد قوامی

تو ای پری کجایی با صدای مرحوم الهه 

دل شیدا با صدای استاد شجریان

تند و غضبناک استاد شجریان

دل شیدا با صدای سیما بینا

مادربزرگ لیلا فروهر

+ نگارنده مرتضی در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 در هنگام 9:56 بعد از ظهر |

نمی دانم چه بگویم . یعنی چه میشود گفت و چه طور باید گفت .

هنوز یکسال از مرگ پریوش ستوده نشده که دوباره جامعه ی هنری ایران عزیز سیاهپوش شد . این بار سیاهپوش برای خاطره ای که نه تنها خود خاطره بود بلکه خاطره ی صدای پروانه ای بود که از اولین بانوان نواگر این مرز و بوم بود .

آری با کمال تاسف اطلاع یافتیم که خاطره پروانه هنرمند خوش صدا و ردیفدان این مرز و بوم صبح چهارشنبه به خاطره ها پیوست . او که دختر پروانه از نخستین خوانندگان زن بود در سال ۱۳۰۹ دیده به جهان گشاد ولی حیف که خیلی زود از تعلیمات مادر محروم ماند .

خاطره پروانه در گفتگویی که با خبرگزاری مهر( شماره خبر 645359) داشته در خصوص چگونگی آشنایی خود با موسیقی چنین گفته است : با ساز و نوای مادرم موسیقی را شناختم و پس از آن آموختن در من نهادینه شد و در تمام دوران کودکی تا نوجوانی و جوانی با موسیقی همراه بودم. زمانی که ازدواج کردم و همسرم علاقه ام را به آواز دید راه را برای من هموار کرد. در همان دوران در مدرسه "بنی احمد" درس می دادم و در زمان بیکاری برای بچه ها مثنوی می خواندم. در همین بین مدیر مدرسه از من خواست تا سرود صبحگاهی برای بچه ها بخوانم من هم پذیرفتم و بعد از آن برای ضبط کار به استودیو رفتیم و از همان جا بود که با استاد صبا آشنا شدم.  

او در سال ۱۳۳۶ به طور حرفه‌ای کار خود را با ارکستر استاد صبا آغاز کرد و گفته می‌شود که نام «پروانه» از سوی استاد صبا برای وی انتخاب شده است. او از سال گذشته به دلیل شکستگی استخوان پا در بستر بیماری به سر می‌برد، پس از تحمل هشت ماه بیماری، ساعت ۳ بامداد امروز در خانه‌ی خود در سن ۷۸ سالگی درگذشت .

از این هنرمند، تصنیف‌هایی چون «آب حیات»، «صبح شد»، «دلم شکسته»، «من سروش آسمانم»، «نیمه‌شب‌ها با دعا» بر جای مانده است.

آخرین اجرای خاطره پروانه مربوط به  شهریور ۱۳۸۶ با گروه یاران به سر پرستی بانوی هنرمند کشورمان افلیا پرتو بوده است .

خانم پرتو در مورد فقدان خاطره پروانه با خبرگذاری اسنا اینگونه گفته است  :

 « او برای من يک همکار نبود بلکه رفيق، دوست و سنگ‌صبورم بود.»  از صبح تا کنون در حال گريه هستم اما اين غم آنقدر بزرگ است که سبک نمی‌شوم. او برای من يک همکار نبود بلکه رفيق، دوست و سنگ‌صبورم بود. ما با هم زندگی کرده‌ بوديم و او همه کس من بود. خاطره پروانه يک‌سال بود به‌دليل شکستگی پا در بستر بيماری بود و هيچ کس در اين يک‌سال سراغی از او نگرفت و اميدوارم حالا که او از ميان ما رفت، حداقل کاری که می‌توانيم برای او انجام دهيم.

 

متاسفانه درگذشت خاطره پروانه در حالی بود که افليا پرتو و گروه «ياران» به تازگی تمرينات خود را برای شرکت در بيست‌وچهارمين موسيقی فجر آغاز کرده و قرار بود خاطره پروانه در کنار اين گروه حضور داشته باشد !!!

در پایان من عنوان عضوی کوچک از خانواده ی دوستداران هنر این مرز و بوم این ضایعه را به تمام هنرمندان و هنردوستان عزیز تسلیت میگویم و آرزوی شادی برای روح آن مرحوم را دارم . و چند کار از صدای نازنین ایشان به همه تقدیم میکنم

برگ سبز ۲۳ با صدای خاطره پروانه

تصنیف مشکل پسند

تصنیف مولود نبی  

+ نگارنده مرتضی در جمعه هفدهم آبان 1387 در هنگام 6:0 بعد از ظهر |

سر در ورودی گورستان ظهیرالدوله

سر در ورودی گورستان ظهیرالدوله

 تصویر مرحوم علیخان ظهیرالدوله

روز چهار شنبه یکم آبان برای انجام کاری تا مجموعه ی فرهنگی هنری سعد آباد رفتم در موقع بازگشت از در مشرف به خیابان دربند از مجموعه  خارج شدم و شروع کردم تا پیاده از آنجا به میدان قدس بیایم . بعد از گذشتن از خیابان گلاب دره به خیابان ظهیر الدوله رسیدم . خیابانی که در آن آرامگاه بسیاری از بزرگان ادب و هنر این مملکت است ولی چیزی که توجهم را جلب کرد این بود که دیدم هیچ تابلویی برای راهنمایی به طرف گورستان ظهیرالدوله جایی نصب شده است !!! داخل این خیابان شدم و پس از طی حدود بیست متر به کوچه ی بن بست سر پایینی ای رسیدم که پس از پایین رفتن از چند پله به در گورستان ظهیر الدوله که عکسش را در بالا قرارداده ام رسیدم ولی متاسفانه در بسته بود . از همانجا فاتحه ای خواندم و راه افتادم که بیایم چون شنیده بودم فقط عصر های پنج شنبه در را باز میکنند . راستش را بخواهید ترسیدم در بزنم چون میگفتند که پیر زن متولی کسی را راه نمیدهد . به هر حال راه خودم را گرفتم و دوباره به خیابان دربند رفتم ولی هنوز یک کوچه از گورستان دور نشده بودم که دو خانم از من آدرس آنجا را گرفتند و من بهشان گفتم که در بسته بود و بقیه ی ماجرا . اما آنه گفتند که ما مسافر هستیم و از مشهد می آییم و میخواهیم زنگ بزنیم و به داخل برویم من هم گفتم که اگر اینگونه است من هم به همراه شما می آیم . دوباره به در ظهیرالدوله رسیدیم و یکی از آن خانم ها زنگ طبقه ی اول را زد پس چند ثانیه صدای پیرزنی گفت که چه میخواهید ٬ گفتیم تشریف بیاورید دم در میگوییم . پس از گذشت چهار پنج دقیقه دیدیم که پیرزنی با چارقد سفید و چادر چیت گلدار به دم در آمد . فرتوت تر از آنی بود که زودتر از این زمان بتواند بیاید . پس از کلی صحبت رازی شد که تو بیاییم البته به شرط اینکه کمکی به او بکنیم البته پیرزن حق داشت درجایی که به اموات آن قبرستان که روزی از بزرگان ایران زمین بودند توجه نمی شود چه انتظاری باید از آن داشت که به نگهبان آنها توجه شود ؟؟؟ البته جز این شرط دو شرط دیگر هم برایمان گذاشت . اولی این بود که زیاد ازو سوال نپرسیم و دیگری اینکه موقع رفتن خودمان در را ببندیم البته قبر قمر را ازو پرسیدم و دقیقا آدرس داد اما مال بقیه را که پرسیدم گفت روی سنگش نوشته است !!!البته مزار استاد صبا را گفت که پشت دیوار است و نمیشود رفت دید . جلوی در ورودی خانه اش قبر حبیب سماعی بود و کمی آن طرفتر آرامگاه استاد طاهرزاده . چون تاریخ وفات ایشان را یادم نبود پرسیدم که آیا ایشان طاهرزاده استاد آواز اند و گفت هر که بوده اکنون دیگر مرده از من دیگر سوال نکن .

 

البته یک سوال دیگر ازو پرسیدم و گفتم که آیا مادر جان میشود از شما یک عکس بگیرم (برای وبلاگ میخواستم) گفت یک کمکی باید بمن بکنی گفتم چند دقیقه ی پیش کمک کردم و گفت برای عکس باید دوباره پرداخت کنی و من عکسی ازیشون نگرفتم !!!!

قبر خیلی ها رو نتونستم پیدا کنم ولی اونایی رو که که پیدا کردم عکسی ازشون گرفتم و اونهایی رو که خوب شده بهتون نشون میدم . فقط تونستم یک کاسه آب بردارم و قبر قمر را بشویم ولی چیزی که ناراحتم کرد این بود که سنگ مرتضی خان محجوبی شکسته بود . آرامگاه بهار و رهی خوب بود اما نه آنقدر خوب که در خور شانشان باشد. چون عجله ی رسیدن به دانشگاه را داشتم توقف زیادی نکردم و مابقی قضایا را با تصویر نشانتان میدهم .البته از برخی ازین هنرمندان کارهایی را هم برایتان میگذارم که دانلود کنید

مقبره ی رهی معیری

فاصله ی بین قبر خانم قمر با داریوش رفیعی

مقبره ی روح الله خالقی

 

بشنوید :عروس گل با صدای قمرالملوک وزیری و شعر ملک الشعرا بهار

بشنوید : من از روز ازل با صدای بنان بر روی کلام رهی معیری و آهنگ مرتضی خان محجوبی(گ.ر۲۱۶ب)

بشنوید :آواز همایون و ماهور با صدای استاد طاهرزاده

بشنوید :تصنیف دام ره بلا با صدای داریوش رفیعی

بشنوید :آوازی با صدای رضاقلی میرزا ظللی بهمراه ویلن استاد صبا

بشنوید :سنتور نوازی حبیب سماعی در شور و ماهور

بشنوید :سنتور نوازی حسین ملک در سه گاه

بشنوید :نغمه ی نوروزی از ساخته های شادروان روح الله خالقی

 

+ نگارنده مرتضی در جمعه سوم آبان 1387 در هنگام 1:59 بعد از ظهر |